چگونه نظر یک انسان را به سمتی مثبت و انسانی تغییر بدهیم؟
یکی می گه به زور مجبورش کنیم...
دیگری می گه بذارش به حال خودش تا خودش بفهمه...
یکی دیگه میگه بیا و همه ی چیزهایی رو که دلش می خواد براش محیا کن تا
دلش از این کار بزنه و به سمت دیگه بره...
باور داشته باشید که هیچ کدوم از این راه ها برای انسان ها(مخصوصا این دوره که IQ ها بالا رفته)کار ساز نیست...تقریبا به بالا
ترین حد IQ رسیده....
(گفتم IQ چون در حال حاضر هیچ کلمه ی دیگری که همین معنی و برسونه نیافتم.!)
انسان امروزه به بالا ترین حد IQ رسیده اما فهم و درک، مثل IQ به صورت مسری نیست.فهم و درک
توضیح دادنیست..برای رسیدن به مرحله ی فهم و درک باید حتما اون شخص فکر
کنه...اما IQ به مرور زمان وقتی با چند نفر آدم دارای IQ بالا گذر و شد داشته باشید معمولا بالا می ره...شاید کلمه ی حواس
جمعی هم معنی IQ رو بده...!
فهم و درک توضیح دادنیست...برای فهم و درک باید حتما تفکری در میون
باشه...باید خود فرد با سوختن کالری به اون درجه برسه...
و اما من نظرم اینه که تنها راه برای حل این مشکل،راهی که موعود یا
منجی ما ازش استفاده می کنه...
و این راه تنها راه برای برای رساندن مردم به اون درجه
ی والای فهم ودرک در مورد انسانیت باشد...
اولین کلید صداقت گفتار و صداقت در تمامی جنبه هاست...
نه این که با سیاست و پنهان کاری...
با صداقت کسی یا کسانی رو
متوجه ساختن...بعلاوه بیان مشکلات راه های دیگر...
این که انسان یا انسان ها با فکر کردن خودشون صحیح ترین راه رو کشف
کنند...
برای مثال حجاب و عفت.. خود زنان و مردان به این نتیجه برسند که این
نوع حجاب و عفاف صحیح است...
این راه به هیچ وجه برگشت پذیر نیست مگر این که انسان جنون بگیره و
دیوانه بشه...که این یه بحث جداست و به پزشکی مربوط می شه..

باور داشته باشید که این راه هیچ مغایرتی با اصول انسانیت نداره...من
خودم هم روی افرادی امتحانش کرده ام...
این راه رو برای شما با مثالی روشن ترش می کنم:
شما بر روی دامنه ی کوهی قرار دارید و در حال مشاهده ی دشت پر گل از
روی دامنه هستید.در این هنگام شخصی از بالا به طرف شما می آید و در خواست می کنه(با
میل خودتان) که به قسمت های بالا تر بیایید...بعد توصیف می کند که دید و منظره ی
دشت از قله زیباتر است...و پهنا و وسعت بیشتری دارد...
شما اندکی فکر می کنید و به مرحله ی قبول این درخواست می رسید...
بعد به قسمت های بالا تر کوه می روید و واقعا متوجه می شوید که این
منظره بهتر است...گل های بیشتری در دید شما هستند...رود خانه ی زیبایی از دورپیداست...تمام
سرسبزی را زیر پای خود حس می کنید...خود
را بالا تر از ابر ها تصور می کنید...هوا پاک تر است و تنفس شما لذت بخش تر...دسته
دسته گل های رنگارنگ را از دور مشاهده می کنید...
و این طور است که با این که
اصلا دوست ندارید که به دامنه برگردید اما برای این که شوق شما دو چندان شود ،به
دامنه بر می گردید و انسانی دیگر را به نوک قله دعوت می کنید...و این داستان
همچنان ادامه پیدا خواهد کرد...
اما به راه حل های ارائه شده به ی اول این متن برای حل یک معضل نگاهی
بندازید!!! مثل اینه که فقط یک نفر تابلویی از همون منظره ی زیبا از نوک قله رو
جلوی شما قرار بده.با این که در نگاه اول شما جذب اون تابلو میشید ولی پس از گذشت
کمی زمان شما دیگر از دیدن این تابلو خسته می شید و تابلو رو کنار می زنید و اون
رو رها می کنید...
لطفا نظز خودتون رودر این باره ارسال کنید.
نوشته ای از مهدی آرین منش