وضو چیست؟چرا وضو؟(فلسفه)

پيامبر اكرم (صلى‏الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر كس وضو بگيرد و نام خدا را به زبان آورد تمام بدنش طاهر مى‏شود و وضوى روى وضوء كفاره گناهان بين دو وضو است و هر كس كه در حال وضو نام خدا را به زبان نياورد فقط اعضاى وضويش پاك مى‏شود.

راز پاك شدن تمام بدن با ياد خدا اين است كه با ذكر خدا قلب انسان آگاه و متوجه مى‏شود و از غفلتى كه از ياد خدا بر او عارض شده تطهير مى‏يابد و هنگامى كه قلب يك انسان كه رئيس و عنوان مركزيت بدن است پاك شود، جميع اعضاء پاك مى‏شود.

شهيد ثانى (قدس سره) مى‏فرمايد: در مورد طهارت، انسان بايد توجه داشته باشد كه چون اعضاء ظاهرش در معرض ديد ديگران است و از طرفى هميشه با امور پست دنيوى در تماس هستند انسان موظف است كه آنها را بشويد و نظيف نگهدارد.

پس لازم است كه همراه با اين اعضاى ظاهرى قلبش را هم كه مورد توجه حق تعالى است تطهير كند، زيرا كه خداى تعالى توجهى به صورت ظاهرى ما ندارد بلكه توجهش به قلوب ماست و قلب رئيس اين اعضاء است، و كارهايى را كه اين اعضاء در جهت دور شدن از پروردگار انجام مى‏دهند، به دستور او و در خدمت اوست پس قلب، براى تطهير سزاوارتر است.

بلكه آنچه در اين باب مقرر شده به وضوح ما را به تطهير قلب توجه مى‏دهد. بنابراين كسى كه براى عبادت خداى تعالى و توجه به او و اعراض از دنيا وضو مى‏گيرد، بايد بداند كه براى توجه به آخرت بايد دل از دنيا بريده، دست از متاعش بشويد.

و به همين خاطر است كه مى‏بينيم دستور داده‏اند كه صورت و دو دست را شسته و سر و روى دو پا را مسح كنيم.

دستور شستن صورت به اين خاطر است كه توجه و روى آوردن به خدا با صورت باطنى به واسطه همين صورت انجام مى‏شود و اكثر حواس ظاهرى كه باعث و انگيزه دلبستگى به دنيا هستند در محوطه صورتند، پس دستور به شستن آن داده‏اند تا با صورتى خالى از كثافات به خدا روى آورد و بدين وسيله به مرتبه‏اى ترقى كند كه صورت باطنيش را نيز تطهير نمايد(69). سپس دستور به شستن دستها داده چون اكثر برخوردهاى انسان با امور پست دنيوى به وسيله دست انجام مى‏شود.

و بعد دستور به مسح سر داده زيرا قوه مفكره انسان كه قصد حركت به طرف امور دنيوى و هر امر ديگرى را ايجاد مى‏كند در سر قرار دارد و همين قصدها هستند كه به انسان جهت مى‏دهند و انسان را به طرف امور مورد نظر خود برمى‏انگيزانند و چنانچه مربوط به امور دنيايى باشند انسان را به طرف دنيا مى‏رانند و از توجه به آخرت غافل مى‏كنند.

و در آخر دستور به مسح پاها داده زيرا به وسيله پاهاست كه انسان به مقاصد خود و از جمله مطالب دنيايى خود مى‏رسد و با آنها به طرف حوائج دنيوى حركت مى‏كند، لذا سزاوار است كه اين اعضاء را در عبادت شركت دهد تا در سعادتى كه از عبادت نصيبش مى‏شود سهيم باشند(70). (پايان كلام شهيد (قدس سره))

در كتاب مصباح الشريعه: از امام صادق (عليه السلام) روايت شده:

هنگامى كه قصد طهارت و وضو كردى چنان به طرف آب حركت كن كه گوئى به طرف رحمت خدا مى‏روى، زيرا خداى تعالى آب را كليد نزديكى و مناجات خود و راهنماى بساط خدمتش قرار داده و همان طور كه رحمتش گناهان بندگان را مى‏شويد جز آب چيز ديگرى نجاسات ظاهرى را زائل نمى‏كند.

و بعد چنين ادامه مى‏دهد: خداى تعالى در قرآن مى‏فرمايد: هو الذى ارسل الرياح بشراً بين يدى رحمته و انزلنا من السماء ماء طهواً(71) و همچنين مى‏فرمايد: و جعلنا من الماء كل شى‏ء حى‏(72) پس همان طور كه با آب هر نعمتى را به وجود آورده با فضل و رحمتش قلوب را با طاعت و بندگيش زندگى بخشيده.

نتيجه: پس در صفا و رقت و پاكيزگى و بركت آب بنگر، و بنگر كه چگونه با همه چيز ممزوج مى‏شود و در همه چيز وجود دارد؛ و آن را در اعضايى كه خدا دستور داده استعمال كن و واجب و مستحبش را به جا آور كه در هر كدام از اين امور فوائد بسيار نهفته كه اگر به صورت شايسته انجام دهى چشمه‏هاى فوايدش به سوى تو جارى خواهد شد. سپس همان طور كه آب به راحتى با همه اشياء ممزوج مى‏شود با خلق خدا معاشرت كن و با هر چيز همان طور كه شايستگى‏اش را دارد برخورد كن.

و خلاصه آنكه بر اساس فرمايش رسول خدا (صلى‏الله عليه و آله و سلم) كه فرمود: مثل المؤمن الخاص كمثل الماء(73) مانند آب باش.

پس بايد خلوصت با خدا در تمام عبادات مانند خلوص آب به هنگامى كه خدا او را از آسمان نازل كرد و آن را طهور يعنى پاك كننده‏(74) ناميد باشى. و هنگامى كه جوارحت را با آب تطهير مى‏كنى‏(75) قلبت را با يقين و تقوى پاك كن.

در كتاب علل فضل بن شاذان از حضرت رضا (عليه السلام) چنين نقل مى‏كند: جهت اينكه دستور به وضو داده شده اين است كه هنگامى كه بنده‏اى براى مناجات با خداوند جبار برمى‏خيزد، پاكيزه در مقابلش قرار گيرد، و در دستورات مطيع او باشد و از كثافات و نجاسات پاك شده باشد به اضافه اينكه چرت و كسالت را برطرف كرده دل را براى ايستادن در مقابل خدا تزكيه مى‏كند.

و به اين خاطر اين اعضاء را بايد شست و شستن بقيه اعضاء بدن لازم نيست كه بنده وقتى در مقابل خدا مى‏ايستد فقط اعضاء وضو را براى عبادت به كار مى‏برد به اين معنى كه به وسيله صورتش سجده و اظهار خضوع مى‏كند؛ خواهش‏ها، ترس و محبت و انقطاع از دنيا را به وسيله دستش اظهار مى‏كند؛ و با سرش در سجده و ركوع به خدا روى مى‏آورد و با پاهايش نشست و برخاست مى‏كند.

فصل هفتم : اسرار غسل و تيمم

شهيد ثانى (قدس سره) مى‏فرمايد: در غسل دستور به شستن تمام بدن داده شده، زيرا پست‏ترين حالت انسان و شديدترين حالات وابستگى و بندگيش به امور شهوى حالت جماع و ديگر موجبات غسل از قبيل حيض و نفاس و استحاضه است.

در حالت جماع تمام بدن به طور كلى و با تمام اجزاءش دخالت دارد، به همين خاطر پيامبر اكرم (صلى‏الله عليه و آله و سلم) فرمود: در هر مويى جنابتى نهفته است.

پس وقتى كه تمام بدن انسان از مراتب عالى دور شده و در لذات پست دنيوى غرق شده باشد، شستن آن از مهمترين مطالب شرعى خواهد بود. زيرا با اين طهارت بدن آمادگى حركت در مسير شريف الهى و صعود به قله رفيع عبادت را پيدا مى‏كند و از حركت در جهت حيوانيت روى گردانده دست از لذات دنيوى مى‏شويد.

ولى چون قسمت اعظم بهره‏هاى معنوى عبادت به قلب تعلق مى‏گيرد، در نظر عاقل، تطهير قلب از رذايل حيوانى و توجه به دنيا كه مانع رسيدن به فضايل انسانى مى‏شود سزاوارتر از تطهير اعضاء ظاهرى است.

منبع: کتاب الاخلاق شبر