مواردی مهم در مورد سفر حج
مواردی مهم در مورد سفر حج
قبل از رفتن به سفر حج باید بدانیم که...
عزم حج
سزاوار است كسى كه آهنگ حج مىكند بداند كه تصميم به امرى گرفته كه شأنى رفيع و خطير دارد. پس بايد عجله كند و تصميم بر عملى خالصانه براى خدا دور از ريا و سمعه گيرد، وگرنه مال خود را تلف كرده و نفس خود به رنج سفر گرفتار نموده كسب گناه كرده است و زيانبار دنيا و آخرت شده و همين است زيان آشكار. پس بايد قبل از حركت، رد مظالم نموده توبهاى خالصانه كند تا از گناه پاك نشده به سوى پروردگار خود روى نيارد كه از سفرش جز رنج چيزى عايدش نخواهد شد.
و در اين سفر، سفر آخرت را به ياد آرد كه در پيش روى اوست و بايد بزودى آن را طى كند.
توشه
به هنگام برداشتن توشه، توشه سفر آخرت را به ياد آرد زيرا سفر آخرت بسى دورتر است و نيازش به توشه اعمال صالحه بيشتر.
پس بايد بترسد از اينكه اعمالى كه توشه راه آخرتش هستند بعد از مرگ برايش نمانند و قبل از آن به وسيله ريا باطل شده باشند.
مركب
چو بر مركبش سوار مىشود خدا را بر اين نعمت شكر گزارد كه چهارپايان را مسخر بشر گردانيده تا بارهاى او را به شهرهايى حمل كنند كه اين بشر جز با مشقت بسيار به آنها نمىرسيد. و آنگا به ياد مركبى بيفتد كه براى سفر آخرت بر آن سوار مىشود، يعنى همان تابوتى كه بوسيلهاش جسدها را حمل مىكنند. بسيار عجيب است حال كسى كه براى سفرهاى مشكوك دنيا تحقق آنها حتمى نيست خود را آماه مىكند ولى براى سفر حتمى آخرت آماده نيست.
خريد لباس احرام
به هنگام خريد احرام به ياد كفنى باش كه در آن پيچيده مىشوى، زيرا بنده يك تكه از لباس احرام را به دوش مىاندازد و يكى را به كمر مىبندد تا به كعبه نزديك شود و چه بسا كه سفرش تمام نشود و موفق به انجام حج نگردد ولى بدون شك خدا را در حالى كه در كفن پيچيده شده ملاقات خواهد كرد و همچنانكه كعبه را در حالى زيارت مىكند كه با لباس هميشگىاش فرق دارد، خدا را با لباسى ملاقات مىكند كه با لباس دنيا كاملاً متفاوت است. به هر صورت دو لباس كفن و احرام با هم بسيار نزديكند چون در هيچ كدام دوختى به كار نرفته.
خروج از شهر
حاجى در اين حال بايد بداند كه از خانواده و وطنش جدا شده به سوى خدا در
حركت است و راهى سفر شده كه با سفرهاى دنيا مشابهت ندارد، آنگاه از خود
بپرسد چه مىخواهد، به كجا مىرود و قصد ديدن چه كسى را دارد، و بداند كه
سفر آخرت و جدايى خانواده و وطن مفارقتى است كه بازگشت ندارد.
ورود در بيابان و ديدن گردنه ها
در آن هنگام كه در بيابان راه مىپيمائى و از گردنههاى مخوف عبور مىكنى خروج از دنيا را و شدائد و هراسها و محاسبهها و مطالبههايى را كه در آنجا دامنگير خواهد شد تصور كن.
چون هول راه زنان در دل آرى به ياد سؤال نكير و منكر باش، از درندگان بيابانها عقربها و كرمها و مارهاى قبر را به ياد آور و از تنهائى در اين بيابانها و جدايى از خانواده وحشت و تنهائى قبر و گرفتارى آن را به ياد آر شايد در اين حال توشهاى اندوزى.
احرام بستن و لبيك گفتن در ميقات
بدان كه لبيك در ميقات اجابت نداى خداست پس بين خوف و رجاء معلق باش، از طرفى اميد قبول و از طرفى ترس رد داشته باش ترس از آن كه در جوابت گويند: نه لبيك و نه سعديك. لبيك گفتن شروع كار در حج و لحظه حساسى است.
در حديث است كه حضرت سجاد (عليه السلام) در سفرى چون احرام بست و بر مركب نشست حالش گرگون شده رنگش به زردى گرائيد و لرزه اندام او را گرفته نتوانست لبيك گويد مىفرمود: مىترسم به من گفته شود: نه لبيك نه سعديك، و چون لبيك گفت غش كرد و از مركب در افتاد و تا پايان حج هميشه اين حالت را داشت(194).
ورود به مكه
به هنگام ورود به مكه بدان به حرم امن خدا رسيدهاى پس اميد داشته باش كه از آتش جهنم در امان باشى و بترس كه صلاحيت قرب خدا در تو نباشد و در همين هنگام كه به حرم وارد مىشوى خيانت پيشه و مستحق عذاب باشى، ولى حال رجاء هميشه بايد بر خوف غلبه كند كه كرم الهى شامل، و صاحب خانه كريم است و مراعات حق مهمان واجب است. و شايسته نيست كه حرمت پناهندگان حرم ضايع شود.
مشاهده خانه كعبه
چون چشمت به خانه مباركه كعبه افتاد عظمت خانه را به ياد آر و از آن گذشته به صاحب خانه برس چنانكه گويى اكنون در مقابلش ايستادهاى و اميد دارى همچنان كه زيارت خانهاش را در دنيا روزيت نموده زيارت خود را در آخرت نصيب تو نمايد و ياد آر آن زمانى را كه همه مردم در قيامت به اميد بهشت به سوى آن حركت مىكنند آن گاه گروهى را راه داده و گروه ديگر را مىرانند.
طواف كعبه
بدان كه چون به طواف كعبه مشغول مىشوى ملائكى را مىمانى كه گرد عرش خدا حلقه زده بر آن طواف مىكنند و بدان كه هدف اصلى از طواف جسم به گرد كعبه اين است كه قلبت به طواف ذكر خدا برخيزد.
و همانطور كه طواف را از كعبه شروع كرده و در كعبه به پايان مىبرى، بدان كه انجام و آغاز هر كارت بايد ذكر خدا باشد.
استلام حجرالأسود
در اين حال بنده با خدايش بر اطاعت و اجتناب از معاصى بيعت مىكند، پس در همان جا تصميم بگير كه بر اين بيعت وفادار بمانى كه هر كس در بيعت خود مكر و حيله كند، مستحق غضب الهى مىشود.
در روايت است كه حجر الأسود دست راست خدا در زمين است كه مانند شما كه با برادرانتان مصافحه مىكنيد او نيز با بندگان خود مصافحه مىكند.
دست آويختن به پردههاى كعبه و چسبيدن به ملتزم
در آن هنگام كه با چسبيدن به ملتزم كعبه را در بر مىگيرى بايد نيتت حب و شوق خانه و صاحب آن و تبرك به وسيله تماس با خانه و امنيت اجزائى كه به خانه چسبيدهاند از آتش جهنم باشد و چون به پرده كعبه دست آويزى نيتت اصرار در طلب مغفرت و در خواست امان باشد، چون گناهكارى كه دست به دامن كسى زده كه نافرمانيش را كرده و با تضرع از او بخشش مىخواهد و چنين وانمود مىكند كه هيچ پناهگاهى جز خود او ندارد و هيچ راه گريزى براى او جر عفو و كرمش نيست و دامنش را رها نمىكند مگر گذشتهاش را ببخشد و در آينده به او اطمينان بخشش و امان دهد.
سعى بين صفا و مروه در پيشگاه كعبه
در اين حال چون بندهاى باش كه در پيشگاه ملكى در رفت و آمد است، مىرود و بر مىگردد، اظهار اخلاص مىكند و اميد رحمت دارد، گوئى كه بر ملك وارد شده و نمىداند كه او دربارهاش چه حكم مىكند آيا او را مىپذيرد و يا طردش مىكند، پس دائماً در جلوى خانه در رفت و آمد است و اميد آن دارد كه اگر بار اول توجهى به او نشد در مرتبه دوم ترحمى شود.
و در آن حال، رفت و آمد بين دو كفه ميزان را در صحنه قيامت بياد آر صفا را به كفه حسنات و مروه را به كفه سيئات تشبيه كن و آنگاه به ياد آر كه فرداى قيامت چگونه بين عذاب و غفران در تردد خواهى بود.
توقف در عرفه
چون در آن لحظات تفكر و ارزيابى به آن سرزمين عرفان و آگاهى رسيدى و آن ازدحام خلق و سر و صدا را دريافتى و مشاهده كردى كه افراد مختلف و با مليتها و نژادهاى گوناگون از بزرگان و پيشوايان خود پيروى كرده و به دستور آنها در آنجا سلوك مىكنند به ياد آن روز باش كه قرآن كريم دربارهاش مىفرمايد: يوم ندعوا كل اناس بامامهم(196).
و هر امتى با امام و پيشواى خود در آن صحنه جمع مىشوند و اميد شفاعت از ائمه خود دارند پس بسيار تضرع كن و از خدا بخواه كه در زمره رستگاران محشورت كند و بدان كه در آنجا آرزوها برآورده مىشود، كه موقف، بسيار شريف است.
توقف در مشعر
پس از عرفه بايد يك شب را در مشعر بمانى تا در آنجا خود را براى مبارزهاى كه فردا با دشمنان خدا در پيش دارى آماده كنى اينجا جزء حرم خداست و عرفه خارج حرم بود پس مانند كسى باش كه اكنون مولايش به او روى آورده و پس از اينكه او را طرد كرده بود اكنون اجازه ورودش داده، و اكنون به باب رحمت رسيده و نسيم رأفت مولا بر او دميده و با دخول در حرم خلعت قبول دريافته.
رمى جمار
اكنون پس از وقوف در معشر به منى رسيدهاى آنچه را كه در معشر براى مبارزه آماده كردهاى بر سر دشمنان خدا مىكوبى پس به منظور بندگى و انقياد امر خدا بدون آنكه هدفت از عمل، لذائذ نفسانى و يا حتى عقلانى باشد، فقط براى امتثال امر او مانند ابراهيم (عليه السلام) كه چون شيطان دراين محل بر راهش ايستاد تا شبههاى در حجتش داخل كند و او به امر خدا با پرتاب سنگ او را طرد كرده ريشهاش را قطع نمود - اعمال واجبش را بجا آور.
قربانى
اكنون در منى ايستادهاى بايد قربانى كنى، هر آنچه را غير خداست در راه خدا ذبح نمايى. پس امر خدا را امتثال كن و با اينكار خود را به او نزديك كن و به وعده خدا اميدوار باش كه در ازاء هر جزء قربانى، جزئى از وجودت از آتش جهنم رهائى يابد و هر چه بيشتر قربانى كنى رهاييت از عذاب آسانتر خواهد بود.
مشاهده مدينه
پس از انجام حج به قصد زيارت نبى اكرم (صلىالله عليه و آله و سلم) و ائمه بقيع و صديقه طاهره، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) و ديگر مشاهد متبركه، چون شهداى احد راهى مدينه شو و چون از دور چشمت به ديوارهاى مدينه افتاد به ياد آر كه اينجا شهرى است كه خدايش براى سكونت پيامبر اكرم (صلىالله عليه و آله و سلم) برگزيد و دستور هجرت به سوى او داد و اينجا خانه پيامبر است، خانهاى كه فرائض الهى و سنن نبوى از آنجا نشأت گرفته و همينجاست كه پيامبر (صلىالله عليه و آله و سلم) در آن با دشمنان خدا جنگيد و دين خدا را پيروز كرد تا به سوى ملكوت پرواز نمود و خدا تربت پاكش را در آن قرار داد.
آنگاه به هنگام رفت و آمد جاى قدمهاى حضرت رسول (صلىالله عليه و آله و سلم) را تصور كن و بدان كه هر جا پا مىگذارى جاى پاى اوست، پس با وقار و سكينه قدم بگذار در راه رفتن و قدم زدن او را به ياد آور و خشوع و وقارش را تصور نما. و ببين چگونه عمل كسانى كه از او هتك حرمت كردند و صداى خود را از او بلندتر نمودند، باطل و بىاثر شد(197).
زيارت پيامبر اكرم (صلىالله عليه و آله و سلم) و ائمه طاهرين (عليه السلام)
در حال زيارت اين بزرگواران شايسته است كه با كمال خشوع و ادب در مقابل مزارشان بايستى و همانگونه كه زندگان آنها را زيارت مىكنى مردگانشان را زيارت كن چون به قبرشان نزديك مىشوى چنان حركت كن كه گويى به شخص خودشان در حال زندگى نزديك مىشوى.
و بدان كه آنها از زيارت تو و حضور تو در آن مكان آگاهند و سلام و درود تو به آنها مىرسد، پس صورت كريمشان را در خيال خود تصور كن كه در مقابلت ايستاده و آن مرتبه عالى را كه در نزد خدا دارند به خاطر آور و سخنان و مواعظ شريف آنان را به ياد آور(198).