نقش شرایط برای تغییر دادن یک انسان(ساختن شخصیت خوب در او)

سلام به همه ی دوستان عزیز اوج انسانیت.

همان طور که می دانید هر وسیله ای بجز این که طرح پیشین خاص خود را می طلبد مواد مورد نیاز خود را می خواهد تا به بهترین شکل بشود آن را ایجاد کرد.

برای مثال یک موتور جت را در نظر بگیرید.شاید کشور های بسیاری باشند که طرح و نقشه کشی موتور جت را داشته باشند، این طرح و نقشه همه جا حتی در اینترنت هم به وفور قابل رویت است،اما چرا با این حال کشور های بسیاری هستند که قادر به ساختن موتور جت نیستند؟

جواب این سوال این است که با یک طرح و نقشه به تنهایی نمی توان به هدفمان برسیم و رسیدن به هر هدف، مواد مورد نیاز خود را می خواهد.

دلیل این که کشور های بسیاری قادر به ساختن این وسیله ی مکانیکی نیستند این است که طرح و نقشه ی این وسیله پیدا و روشن است اما کسی از مواد مورد نیاز و نوع مصالح آن باخبر نیست!برای مثال کسی دقیقا از آلیاژ به کار رفته در قسمت پیستون های آن خبر ندارد. به همین دلیل تمامی آلیاژ هایی که به صورت آزمایشی به کار می روند یا ذوب می شوند یا بر اثر فشار زیاد از بین می روند.

پس به این نتیجه رسیدیم که هر وسیله ای مواد موردنیاز خود را می خواهد.برای این که این مطلب روشن تر شود دستور پخت محرمانه ی بعضی از غذا های خانوادگی را به یاد بیاورید که شما می توانید آن غذا را چندین بار امتحان کنید اما دقیقا نمی توانید دریابید که چه مواد غذایی در این غذا به کار رفته.و به همین دلیل زمانی که سعی به پختن این غذا از روی طعم و مزه ای که چشیده اید می کنید،هیچ گاه دقیقا آن طعم و مزه ی اصیل و اصلی را نمی توانید به وجود آورد.

اما برویم سر بحث اصلی خودمان.

همه ی این مثال ها جنبه ی مادی داشت اما اصل موضوع بحث ما جنبه ای کاملا معنوی دارد.

شرایط به وجود آوردن تغییر در انسان! تغییر دادن انسان هم دقیقا مانند پختن یک غذا یا ساختن یک وسیله ی مکانیکی به مواد مورد نیاز خاص خود احتیاج دارد و همان طور که اگر میزان اضافه کردن ادویه ای از میزان گفته شده در دستور پخت آن کمتر یا بیشتر باشد  غذا مزه ی اصلی را پیدا نمی کن یا میزان زاویه ای در ساختن قطعه ی یک موتور جت از میزان اصلی آن کمتر یا بیشتر یاشد، موتور با مشکل رو برو می شود، اگر شرایط خاص برای تغییر در یک یا گروهی از انسان ها محیا نباشد، تغییر در آن یا آنها امکان پذیر نمی شود.

شاید شما تا به حال همچین صحنه هایی را بار ها دیده باشید:

یک نفر یک کار بدی را انجام می دهد، بعد یک فرد مسن یا عموما یک فردی که قبلا این کار را انجام داده یا عاقبت آن را دیده و تصمیم به ترک این کار گرفته، به کننده ی آن کار ناخوش آیند می گوید"این کار را انجام نده..این کار بدی است...این کار عاقبت خوبی ندارد...خدا خوشش نمی آید..."

اما باز می بینیم که آن فرد دوباره سراغ آن کار بد می رود.این سرفا به این دلیل است که این فرد کاملا متوجه منظور او نشده و شرایط برای درک کردن و تغییر کردن در او محیا نبوده است.

یکی از اصلی ترین شرایط این است که گفته ی شما کاملا انسانی و انسان گونانه باشد...و این که بتوانید به پرسش های او به صورت کامل و قاطعانه پاسخ دهید.

شرط دیگر این است که جو وجودی، جوی آرام و آرامش بخش باشد.

شرط دیگری این است که اگر مخاطب نسبت به شما رودربایستی دارد، شما کاملا باید این حس را از بین ببرید.

دیگر این که شما نسبت به خودتان اعتماد به نفس داشته باشید و گفته های خود را کاملا قبول داشته باشید.

و بسیاری دیگر از شرط هایی که باعث می شوند رابطه ی شما با مخاطب صمیمی تر شود به اندازه ای که خود مخاطب صفره ی دل را به روی شما باز کند و حرف های درون دل خود را بزند. و همچنین شما با اون رابطه ی صمیمی برقرار کنید.