قبل از هر چیز بگذارید تا یک حقیقت را فاش کنم،یا شاید هم یک دروغ را رد!
یک دروغ وجود دارد که امروزه مانند یک ویروس در ذهن بشریت عمل می کند وآن این است که: "آنقدر خوبی وجود ندارد که به همهی مردم برسد.کمبود وجود دارد،محدودیت است و در کل به اندازه ی کافی نیست!"

این دروغ مردم را دچار ترس،طمع و خساست کرده و آن افکار ترس و طمع و. خساست و کمبودتبدیل به زندگی آنان می شود.÷س جهان یک قرس کابوس را خورده است!
حال حقیقت این است که بیش از نیاز ما خوبی وجود دارد به بین همه ی ما تقسیم شود،بیش از نیاز ما  ایده های خلاقانه وجود دارد،بیش از نیاز مان نیرو است ،بیش از نیازمان عشق است،بیش از نیازمان لذت است...
به طور کل نه انسان همانند محیط اطراف به هیج وجه هیچ محدودیتی ندارد!
این ها لازمه ی مطلع شدن از ذات بی پایان ما انسان هاست...
ما قدرتی فراتر از آنچه تصور می کنیکم داریم.قدرت کاملا از درون ماست و به این خاطر است که تحت کنترل ماست.هر تصوری که در مورد خودتان،زندگیتان و آینده تان دارید در هر صورت حق با شماست..چه فکر کنید که می توانید یا نمی توانید...حق با شماست...

این ها مقدمه ای بود برای بحث بی پایانی که می خواهم شروع کنم.بحث من برآورده شدن آرزو هاست.بهتر بگم،برآورده شدن خواسته ها.بسیاری از انسان های جهان از جمله بسیاری از پیامبران که صدر آنها حضرت محمد(ص) قرار دارد،امامان(ع) که نخت آنان امام علی(ع) قرار دارد و بسیاری از فیلسوفان و منجمان و فیزیک دانان و روان شناسان و زیست شناسان و غیره و غیره...مانند افلاطون ، شکسپیر، نیوتون، هوگو، بتوون، لینکن، امرسون، ادیسون، انیشتین و... از یک راز واحد در زندگی سخن گفته اند و در واقع رمز رسیدن به خواسته ها را در یک حقیقت که همگی سخنان آنها به آن ختم می شود می دانسته اند.

برای درک بیشتر این حقیقت،لازم به ذکر یک مثال ساده است:
ما همه با یک نیروی بی پایان کار می کنیم،همه ی ما با قوانین کاملا یکسانی زندگی خود را رهبری می کنیم، قوانین طبیقی زندگی آنقدر دقیق هستند که ما حتی کوچک ترین مشکلی در ساخت صفینه های فضایی نداریم.ما می توانیم انسان ها را به ماه بفرستیم و میتوانیم زمان فرود را با دقت حتی کسری از ثانیه معین کنیم.مهم نیست که شما در تهران باشید یا در مشهد باشید یا در شیراز یا در اصفهان یا در مازندران یا در انگلستان یا در سوییس یا در هر جای دیگر...مهم این است که همه ی ما با یک نیرو کار می کنیم.یک قانون و اون جاذبه است.!راز قانون جاذبه...

تمام چیزهایی که توی زندگیتون انجام می شه خودتون جذب می کنید و این ها به وسیله ی واقعیت ذاتی تصاویری که شما در ذهنتون دارید به سمت شما جذب می شوند.این چیزی است که شما بهش فکر می کنید.درواقع تمام چیز هایی که شما در ذهنتون می گذره شما به سمت خودتون جذب می کنید.
من در این تاپیک سعی دارم شما رو با قانون جذب،جاذبه،یا راز آشنا کنم.و این تنها مقدمه و شناختی برای درک این ها قانون بود.قانون برآورده شدن آرزو ها و خواسته ها...
خیلی راحت تر از کار مرتازان هندی و کار های کریس آنجل!
و اون تقویت راه فکر کردن!فکر کردن صحیح به آرزو ها!به طریقه ای که در زمان نه چندان دوری به آنها برسید.شما می دونید که شاید خیلی کمتر از اون زمانی که فکر می کنید به آرزوی خود فاصله داشته باشید؟برای مثال اگر آرزوی ثروتمند ترین انسان کره ی زمین شدن را دارید فقط 5 سال با آن فاصله دارید؟این یک مثال واقعی است...
هیچ چیز در این تاپیک غیر واقعی نیست...مانند رسیدن به خواسته ها که همیشه عملی است...بر آورده شدن آرزو ها دست ماست.

شاید بهتر باشه با بحث کردن تاپیک رو ادامه بدیم.کسانی که هدف و آرزوی مشخص دارند می توانند همراهی کنند.و باور داشته باشید هیچ انسانی بی هدف نیست...حتی شخصی که آرزوی رسیدن به پسر مورد علاقه ی خود را دارد در اصل این را هدف خود انتخاب کرده است.خیلی دوست دارم به همه ی حاجت مند ها کمک کنم.حتی اون هایی که مریضی خاص دارند...

حین حار دوستان  میتونند سول بپرسند،نظر بدهند و جملات فلسفی بگویند...و هیچ محدودیتی در این بحث قرار ندارد.هرسوالی که مایلید بپرسید...

شما دائما در حال آرزو کردن هستید.دائما با فکر کردنتون آرزو هایی رو پدید میارید.اگر به چیز بدی فکر کنید اون رو بیشتر جذب میکنید و همین طور اگر به چیز مثبت و خوبی فکر کنید اون جذب کردید.
و از این قسمتی که گفتم یه چیز بزرگ استنباط میشه و اون اینه که "زمان حال شما تشکیل شده از تفکراتی که در گذشته از خودتون داشتید!"
یکم فکر کنید..
آیا واقعا درست نیست؟
آیا اگه الان دقیقا مثل چندین سال پیشت داری زندگی میکنی بخاطر راکت بودن تفکرت از خودت نیست؟
آیا اگه توی کارت ارتغاء پیدا کردی بخاطر امید و آرزویی و طرض تفکری که قبلا از خودت داشتی نیست؟

بله.دقیقا که اینطوره.
اگه باورتون نمیشه به این توجه کنید:
در عالم هستی همه چیز انرژی و انرژی طبق قوانین نیوتون از بین نمیره و از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه.کوه،درخت،ماشین،پول،انسان و... همه از تم های گوناگون تشکیل شده اند.همه چیز در اطراف ما از اتم تشکیل شده حتی هوای مجاور ما.حالا به این سوال پاسخ بدید که اتم از چه تشکیل شده؟
درسته.از بارهای مثبت و منفی و خنثی انرژی.
برای یک دقیقه با دیدی متفاوت به اطراف خود نگاه کنید... جسم شما،کامپیوتر شما،لباس شما،خانه ی شما،هوای معلق در هوا..همه و همه از تجمعات انرژی هستند..انرژی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه...و فرمان این تغیر و تبدیل دست خود انسانه.دست عقل و مغز او..با باور داشتن چیزی به اون خواهیم رسید.
در قرآن کریم هم آیه های بسیار زیادی در مورد اهمیت فکر کردن و تعقل اومده...
افلا تدبرون...
من توی قسمت بعد راه و روش درست باور کردن آرزو هامون رو مینویسم.
بذارید قبل از پایان پستم یه درخواستی رو مطرح کنم:
لطفا از این به بعد به کسی،به دوستی،حتی به خودتون نگید "انشاال.. بهش میرسی.." توی حالت باور قرار بگیرید.حالتی که رسیدن به آرزو رو باور کرده باشید یا باورونده باشید..بگید "بهش رسیدی..باهاش مماس شدی..نگاه...قدم بعدی رو که برداری آخرشه..).همیشه خودتون رو رسیده به هدف بدونید که این خودش جزئی از باوره.وخدا رو هم بخاطر این که به هدف رسیدید شکر کنید.

مراحل به آرزو(هدف) رسیدن:
۱) طلب کردن
۲)باور داشتن
۳)پیش روی برای هدف

طلب کردن حتما این نیست که حتما به زبون بیاری.فقط لازمه بهش فکر کنی و اون رو بخوای.

باور چیزی که خیلی ها به اشتباه عملش میکنند.به جای این که باور رو انجام بدهند ضد باور رو انجام میدهند و نتیجه ی ضد باور راکت ماندن و درجا زدنه! اونوقته که عصبانی میشند و همه چیز رو میندازند گردن قانون جذب!
خداوند جاذبه رو بدون هیچ نقصی آفریده!داری آفریده ی خدا رو نقض میکنی؟

خداوند میگه"و خلقت کل شی ازواجا"و باور هم مثل همه ی چیز ها به دو قسمت باور و ضد باور تقسیم میشه.
حالا اول بریم سروقت مساله ی ضد باور:
ضد باور یعنی باور اشتباه و غلطی که باعث میشه به خواستتون که نرسی هیچ،تازه بدتر بشه و درجا هم بزنی!به چند تا مثال برای ضد باور توجه کنید:
این که دوست داری به پسر مورد علاقه ات برسی(هدف مشخص) اما دائما به مشکلات سر راه فکر میکنی.این که از هم دوریم.(خدا چرا از هم دوریم"شاید به هم نرسیم)،باباش راضی نیست،چیکار کنیم؟اگه خونمون توی آزمایش به هم نخوره چی؟اگه اله..اگه بله... میخوای توی شغلت پیروز بشی و ارتغا پیدا کنی: اگه مدیر از من خوشش نیومد و با من چپ افتاد چی؟اگه کارمند دیگه ای بهتر از من بود و هدف من رو گرفت چی؟اگه نتونستم راهم رو ادامه بدم؟
ضد باور در اصل زوم کردن روی همه چیز غیر از اون هدف،آرزو و یاچیز طلب شده است.این اشتباه محضه!
باور اصلی اینه که همیشه به زمانی که به هدف اصلیت رسیدی فکر کنی.نقطه ی پایان رو در نظر داشته باشی.به موانع نچسب،دون که خیلی خوب از روشون میگذری.اونوقته که سیستم خودت رو آروم،شاد و خوشحال و در حالت آرامش قرار دادی.درسته...خدا منصفه،خدا قبل از این که هدف اصلیت رو بهت بده،آرامش به هدف رسیدنت رو بهت به صورت پیش پرداخت داده..
یه مثال ساده برای باور واقعی:
دارنده ی یک سایت بزرگ زمانی که  سایت رو خرید هیچ وقت به این فکر نکرد که سایتش موفق نخواهد شد،هیچ وقت به این که سایتش با مشکل روبرو خواهد شد نمی اندیشید!قطعا به موفقیت سایتش فکر میکرد و الان توی هزاران سایت و وبلاگ در رطبه ی مثلا تا۲۰ قرار داره و همون جور که سال پیش رطبه ی مثلا ۶۰۰تا۷۰۰ قرار داشت،سال بعد رطبه ی ۵ رو از آن خودش میکنه..این به این معنا نیست که فقط هدف رو مشخص کرد،باور رو هم ساخت و بعد به اینجا رسید..اون به سمت هدفش حرکت می کنه.با تمام ایده ها و کارهایی که برای بهتر شدن سایتش می تونه انجام بده...

قدم اول درخواسته،قدم دوم پاسخ دادنه و این کاری نیست که شما با وجود جسمی تون انجام بدید،این قدم رو خدا و جهان برای شما انجام میده،تمام نیرو وای کائنات به افکاری که شما پدید آوردید پاسخ میدهند..
و انرژی های اطراف شما شروع میکنه به تغیر.به تغیری که باعث بشه آرزوی شما برآورده بشه..

اکثر ما به خودمون اجازه ندادیم که اون چیزی رو که واقعا دلمون میخواد طلب کنیم چون نمیتونیم تشخیص بدیم این کار چطور انجام میشه.واقعا هر کسی که تونسته موفق به برآورده شدن آرزوش یا کاری بشه واقعا نمیدونسته کو اون کار رو چطور باید انجام بده فقط میدونسته که اون کار رو باید انجام بده.
مرحله ی دریافته که حس خوشحالی قبل از رسیدن رو میسازه.در اصل مرحله ی دریافت هم جهت شدن با هدف و آرزو تونه.این همون شور و اشتیاقه،همون قدر چیزی رو دونستنه،این همون احساس و عواطف شماست..
اما زمانی که شما احساس یاس و یا عصبانیت می کنید این به خاطر اینه که شما همجهت با آرزوتون نیستید.وقتی که آهن ربا رو به براده های آهن نزدیک میکنید همه ی براده ها همجهت با خاستشون میشن.همجهت به رسیدن به آهن ربا.این ها قوانین طبیعته و قابل تغییر نیست.در پست های بعدی بیشتر باهم حرف میزنیم.
اگه هدف واقعی دارید کافی یک دفتر تهیه کنید و همین الان که شوق رسیدن به هدف دارید توی اون هدفتون رو بنویسید..واز خدا بخاطر این که به هدفتون قطعا خواهید رسید تشکر کنید.بعد هر از چند گاهی حرف دلتون رو توی اون بنویسید..شوق ها و امید هاتون رو بنویسید..هر چیزی که مربوط به رسیدن به هدفتونه توی اون بنویسید..
این دفتر مثل یک باتری می مونه.شما امروز اون رو با نوشته هاتون شارج میکنید و اون یک عمر شما رو با نوشته های توش شارج میکنه.هر وقت که احساس بدی کردید کافی نوشته های خودتون رو بخونید تا احساس آرامش کنید و دوباره همجهت بشید..

انتخاب هدف چگونه است؟

انتخاب هدف موضوع مهمی!من توی اولین ارسال این تاپیک هم گفتم و بذارید دوباره هم بگم که بیشتر از تعداد انسان های روی زمین ایده و هدف وجود داره.هدفی که انتخاب میشه نباید خلاف قوانین انسان گونه زیستن باشه.اهداف پاک و خوب انتخاب کنید و بعد از انتخاب اون کاری کنید که شما رو به خدا نزدیک کنه.کاری کنید که قرب الهی را حس کنید،خدا رو توی تار و پود زندگیتون احساس کنید.و قبل از انتخاب هدف به اینجاش فکر کنید.
هر هدف نیکی که باشه میشه کاری کرد که شما رو به خدا نزدیک کنه،این به خود آدم مربوط میشه...اما نزدیک شدن به خدا،به شما سرعت و قدرت مضاعف میبخشه.
همه ی این ها رو گفتم اما نمیتونم به قطع بگم که چی رو دنبال کنید!
چون این به خودتون برمیگرده!معمولا اهداف بزرگ اونهایی اند که آدم توشون خلاقیت داره،توشون استعداد داره،کشش داره توی اون ضمینه ها..
البته هدف با آرزو فرق میکنه اما راه رسیدن به دوتاشون یکی.

به نظر من برای هر شخصی فقط "یک" هدف وجود داره که میتونه توش به معنای واقعی موفق بشه و حتی توی جهان تک باشه..
فقط یک راه وجود داره که بفهمی هدف اساسی تو چی میتونه باشه و اون تفکره.مکان و زمانش مهم نیست.مواد مورد نیازش فقط یک مغزه که بتونه فکر کنه...بگر...بگر..اونقدر فکر کن که اون هدف اصلیت رو پیدا کنی بعد به انتهاش فکر کن..زمانی که موفق شدی..بعد به سمتش حرکت کن و با این فکر که این هدفی که برای تو ساخته شده و همین الان بهش رسیدی راهت رو ادامه بده..
تجسم خیلی مهمه..خودت رو رسیده به هدفت تجسم کن.چون وقتی چیزی رو تجسم میکنی در اصل اون رو داری به وجود میاری..این حرف من نیست!حرف بزرگان علمه..

چند نکته رو برای برآورده شدن آرزو ها میگم.
*)شرط اول و قطعی که وجود داره عاشق آرزوتون باشید..اگه از ته دل نخواید که به اون برسید کارتون خیلی سخته.مثل یک جسم بدون قلب!

۱)هیچ وقت به صورت منفی به آرزو تون نگاه نکنید..حتی منفی فکر هم نکنید..فقط مثبت...

۲) به آرزوتون مثل یک هدف نگاه کنید.به سمت انجام اون حرکت کنید..اگه زمین خوردید مشکلی نیست.ادامه بدید.. راه های مختلف رو امتحان کنید..حتی برای بهتر و سریع تر رسیدن به اون مطالعه و مشاوره کنید.

۳)خودتون رو در لباس آرزوتون ببینید...چند دقیقه ای از روز رو به این کار بپردازید.حین این چند دقیقه خودتون رو به آرزوتون رسیده حساب کنید و در همین حالت با چشم های بسته یا باز به زندگی تون ادامه بدید.

۴)برای بعد از به آرزوتون رسیدن برنامه ریزی کنید..مثلا بگید بعد از این که برآورده شد این کار رو کنم،اون کار رو کنم..

۵)بخاطر این که به آرزوتون میرسید خدا رو شکر کنید.تأثیر شکر خدا خیلی زیاده.

۶)بخاطر این که به آرزو میرسید به خود ببالید و در صورت امکان شخصیت خود رو به صورت وقتی که به هدف میرسید تغیر بدید..
اگه نشد چی کنم؟ نگید...

مرگ واقعی نداشتن امید میباشد.(ویکتور هوگو)

تاریکی را نفرین نکن،شمعی روشن کن(کورش کبیر)
"به نظر من منظور کورش کبیر از تاریکی غم و اندوه باشه و منظورش از شمع،ایمان،باور و شروع به هدفمند زندگی کردن باشه"

همیشه به هدفت خواهی رسید ; وقتی خدا در جواب خواسته ات میگوید باشد،چیزی که میخواهی میدهد.وقتی میگوید صبر کن،چیز بهتری برایت میخواهد.وقتی میگوید نه،بهترین را برایت آماده کرده.

من به قطع یقین دارم که اگه آدم (عاشق خواسته) اش باشه احتیاج به میونبور برای باور کردن نمیشه..احتیاجی به دخیل بستن نمیبینه!
عاشق هدف،آرزو یا خواسته بودن رو توی پرانتز گذاشتم.چرا؟
چون که خیلی اوقات آدم عاشق هاله ی آرزوش میشه.خود آرزوش به یادشه،اما باورش نداره.اون بن بستی که به آرزوش ختم نمیشه رو باور میکنه و عاشقش میشه.کیف های نابه جایی میکنه که گول زننده اند و اون رو از هدف اصلیش دور میکنه.اونوقت زانوی غم بغل میگیره که چرا به هدفم نمیرسم.
تعقل کنید و تعقل کردن هم مثل این میمونه که با فاصله ای به موضوع نگاه کنید که همه چیز رو بتونید بلغور کنید.خودتون رو در حالت زوم روی کارتون نذارید..گاهی اوقات واقعا هدف مشخص میکنه ولی به علت این که عاشق واقعی هدفش نیست،باور نداره که به هدف میرسه،راه دیگه ای رو پیش میگیره که در اصل اون راه فقط اون رو مثل الکترون ها که دور هسته ی اتم میچرخند ،دور هدف اصلیش میچرخونه و آدم محو اون میشه.
پس بیایم نذاریم این اتفاقات پیش بیفته.اگه یکی رو دوست داریم و آرزومونه باهاش ازدواج کنیم هی نریم توی کوچه پس کوچه ها باهاش لاس بزنیم و لب بگیریم.این کارا واقعا عاشق هاله ی هدفمون شدنه..و دقیقا بخاطر همینه که هیچ وقت همچین فردی که خواستش ازدواج با اونه به خواسته اش نمیرسه.اگه هم برسه راضی نیست!
یک راه برای برگشت این فرد وجود داره و اون اینه که این عشق پوچش رو خط بزنه و واقعا عاشق زندگی کردن و ازدواج و داشتن آرامش با اون بشه،عاشق پیوند با اون بشه نه مساس به اون نه فاصله از اون.البته تو این مورد تفکر مثبت متقابل رو می طلبه.
شاید بهشون بگی عاشق هدف اصلیت باش و اون هم حتما میگه بابا به خدا عاشق هدف اصلیم هستم ولی نمیدونم چرا بهش نمیرسم!
باید در جوابش گفت که نه!تو عاشق هدف واقعیت نیستی و فقط بهش علاقه داری.دلیلش هم باور نداشتنه.
آدم نباید خودش رو گول بزنه...چون عقل داره.

در هر زمان به سوال ها جواب داده خواهد شد..پس اگر سوال پیش اومد...بپرسید..


برچسب‌ها: راز آرزو ها, چگونه آرزو برآورده میشود, راز به هدف رسیدن, آرزو و هدف, برآورده شدن آرزو, چرا آرزو برآورده نمیشود, راز, آرزو, هدف, برآورده

ارسال توسط فروشگاه |تشکر از ارسال:
آخرين مطالب اوج