تبليغاتX
اوج وجود

 

 

 بنام خدا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 10:18  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 
 

 تولد محمد (ص) تولد خوبی هاست

 

 

             تولد شد محمد  

 

                        به دنیا آمد احمد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 9:28  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 

 

 بنام خدا

 

پیامبر اعظم ( ص )
 
 
 

تاريخ ولادت حضرت محمد پیامبر اسلام

تاريخ ولادت حضرت سپیده دم جمعه هفدهم ربيع الاول سال 570 میلادی . مصادف با سال عام الفیل بود

سال عام الفیل همان سالى كه ابرهه با پيلان جنگى براى ويران ساختن شهر مكه آمد .

پدر ارجمند حضرت محمد عبدالله ومادرآن حضرت  آمنه و جد بزگوارآن حضرت عبد المطلب نام  داشت.

آن حضرت پیش از تولد پدر ارجمند ش را از دست داده بود .

عبد المطلب كه ميان فرزندانش عبد الله را بيش از ديگران دوست مى‏داشت

و با مرگ او دچار اندوه فراوانى گرديده بود

با ديدن فرزند عبد الله  چهره‏اش باز و ديدگانش روشن گرديد

و فروغ تازه‏اى در چشمان وى پديدار گشت.

آمنه داستان ولادت نوزاد و شگفتيهايى را كه در وقت تولد مشاهده كرده بود براى عبد المطلب نقل كرد

با شنيدن سخنان آمنه لحظه به لحظه چهره عبد المطلب بازتر و خوشحال تر مى‏گرديد.

مراسم نامگذارى آن حضرت

نام محمد را خود عبد المطلب براى آن حضرت انتخاب نمود

و چون از وى پرسيد ند : چرا اين نام را براى مولود خود انتخاب كردى ؟

در جواب گفت : مى‏خواستم در آسمان پيش خداوند و در زمين نزد مردم محمود و ستوده باشد.

مراسم نامگذارى در روز هفتم ولادت ، توسط عبد المطلب انجام گرفت 

و در همان روز عبد المطلب شترى را ذبح كرد

به هر صورت عبد المطلب از ولادت نوزاد جديد بسيار خرسند گرديد

و او را برداشته به درون كعبه برد و مراسم شكرگزارى را بجاى آورد

و سپس در صدد برآمد تا دايه‏اى براى شير دادن وى فراهم كند.

عبد المطلب یادگار عبدالله را به رسم بزرگان عرب همراه حلیمه به روستا فرستاد

تا در محیط پاک وهوای سالم بزرگ شود .

حلیمه از قبیله بنی سعد بود که این قبیله به شجاعت وفصاحت معروف بودند .  

پايان زندگانى صحرا و قدردانى از حليمه و دخترش

رسول خدا تا سن پنج سالگى در ميان قبيله بنى سعد زندگى كرد

و سپس حليمه آن حضرت را به نزد مادرش آمنه بازگرداند و به وى سپرد

و رسول خدا(ص) تا پايان عمر گاهى از آن زمان ياد مى‏كرد، و از حليمه و فرزندانش قدردانى مى‏نمود.

نقل كرده‏اند یک بار حليمه نزد رسول خدا آمد و آن حضرت به احترام وى از جا برخاست

و رداى خود را براى او پهن كرد و او را روى رداى خويش نشانيد.

 پیامبراکرم فرمایند: به آنها که در زمین اند  رحم کن تا آنکه در آسمان است به تو رحم کند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:18  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 

وفات مادر بزرگوار حضرت محمد

آمنه  برای ديدار پدر و مادر خود و زیارت آرامگاه شوهرش عبد الله به مدينه رفت

در این سفر فرزند د لبند ش حضرت محمد را نيز همراه برد.

در راه بازگشت به مکه مادر مهربان آن  حضرت بيمار شد و از دنیا رفت

محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو يتيم شد . که موجب تأثر شديد آن حضرت گرديد.

از آن پس آن حضرت در دامان پدر بزرگش  عبد المطلب  پرورش يافت .

وفات پدر بزرگ حضرت محمد

دو سال بعد عبد المطلب  نیز وفات یافت حضرت محمد از سرپرستی  پدر بزرگش نيز محروم شد .

ناچار حضرت محمد در سن هشت سالگی به خانه عموی خويش ( ابو طالب ) رفت

و تحت سرپرستی عمویش قرار گرفت . " ابوطالب " پدر حضرت  علی بود .

ابو طالب تا آخرين لحظه های عمرش ، با نهايت لطف و مهربانی 

از برادرزاده عزيزش نگهداری و حمايت کرد.

حتی در سخت ترين و ناگوارترين پيشامدها که همه اشراف قريش و گردنکشان سعی در نابودی 

آن حضرت داشتند . با جان ودل از برادر زاده اش حمایت کرد . و از هيچ چيز نهراسيد

یا مهدی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:15  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 

نخستين سفر رسول خدا (ص) به شام و داستان« بحيرا » 

رسول خدا(ص) دوازده ساله بود که همراه عموی خود ابوطالب عازم سفر شام شد

مقصد در اين سفر شهر بصرى بود كه در آن زمان يكى از شهرهاى بزرگ شام محسوب می شد .

این شهرازمهمترين مراكز تجارتى آن عصر به شمار مى‏رفت.

در نزديكى شهر بصرى صومعه و كليسايى وجود داشت

که مردى ديرنشين و ترسايى به نام « بحيرا » در آن كليسا زندگى مى‏كرد.

برخى گفته‏اند : صومعه « بصرى »  مانند صومعه‏هاى عادى و معمولى ديگر نبوده است.

بلكه مخصوص سكونت دانشمند و عالمى از نصارى بوده است . که

درمراحل سير و سلوك از همگان برتر باشد و « بحيرا »  داراى چنين اوصافى بود.

بحيرا هنگام ملاقات با حضرت محمد از روی نشانه هايی که در کتابهای مقدس خوانده بود

با اطمينان دريافت که اين کودک همان پيغمبر آخر الزمان است .

باز هم برای اطمينان بيشتر او را به لات و عزی  که نام دو بت از بت های  اهل مکه بود سوگند داد

محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من اين دو بت را که نام بردی دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده

بحيرا يقين کرد که اين کودک همان پيامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی و چيزی عقيده ندارد .

بحيرا به ابو طالب سفارش زياد کرد تا او را از شر دشمنان  نگه دارد

زيرا او در آينده مأموريت بزرگی به عهده خواهد گرفت .

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:15  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 

چه خوب بود نو جوانان و جوانان این مطلب را مطالعه کنند

دوران جوانی زمان شکوفایی غرایز و گاه انحرافها وآلودگی ها انسانی است . به ویژه در فضای تیره

جامعه حجاز که حتی کهنسالان به گونه شرم آور در آلودکی به سر می بردند .

محيط زندگی به فحشا و کارهای زشت و می خواری و جنگ و ستيز آلوده بود

با آنهمه بی عفتی و بودن زنان و مردان آلوده در آن ديار که حتی به کارهای زشت خود افتخار مي کردند

و زنان بد کار بر بالای بام خانه خود بيرق نصب مي نمودند.

از شگفتيهای جهان بشريت است

فرزند پاک عبدالله هرگز تاثیر نادرست نگرفت

محمد ( ص ) آنچنان پاک و پاکيزه زيست که هيچکس  حتی دشمنان نتوانستند

کوچکترين خرده ای بر او بگيرند .وچنان در درستی وصداقت شهره شد

که بعدها دشمنان او را امین می خواند ند.

در بیست سالگی با شرکت در پیمان << جوانمردی ونیکوکاری >> (خلف الفضول)

به دادخواهی ستمدیدگان برخاست

در بیست وپنج سالگی در رویداد تعمیر کعبه در میان مردمی متعصب با خردمندی و فرزانگی

داوری کرد و ضمن احترام به همه گروه ها و شرکت دادن نمایندگان همه قبایل

حجرالاسود را به جای خویش باز گرداند.

 

چه خوب بود نو جوانان و جوانان این مطلب را مطالعه کنند

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:15  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه | 
 

ازدواج حضرت محمد ( ص)

خدیجه بانوی فهیم وثروتمند مکه از زنان ممتاز جزیره العرب به شمار می آمد.

خديجه دختر خويلد که پيش از آن دوبار ازدواج کرده بود . شادابی وجوانی خود را حفظ کرده بود

همچنان بزرگان واشراف که خواستگار او بودند را نا امید می ساخت.

خدیجه که تبار با فضیلت امین قریش را به نیکی می شناخت

آن حضرت  را برای تجارت به شام انتخاب کرد .

حضرت محمد ( ص ) اين پيشنهاد را پذيرفت .

خديجه " ميسره " غلام خود را همراه حضرت محمد ( ص ) فرستاد.

وقتی " ميسره " و " حضرت محمد " از سفر پر سود شام برگشتند ،

ميسره گزارش سفر را جزء به جزء به خديجه داد

و از امانت و درستی حضرت  محمد ( ص ) حکايت ها گفت .

خديجه شيفته امانت و صداقت حضرت  محمد ( ص ) شد .

درایت و هوشیاری خدیجه زمینه خواستگاری را فراهم آورد.

خديجه مشکل کمبود دستمایه زندگی ومقدمات ازدواج آن حضرت را با هوشمندی حل کرد.

وتصمیم گرفت مهریه و هزینه عروسی را بپردازد.

بدین ترتیب نجیب ترین جوان قریش که دوشیزگان عرب در آرزوی ازدواج با وی بسر می بردند

در سن بیست وپنج سالگی با خدیجه پاکنهاد که حدود چهل سال سن داشت ازدواج کرد .

خديجه تمام ثروت خود را در اختيار حضرت محمد ( ص ) گذاشت و غلامانش رانيز بدو بخشيد .

حضرت محمد ( ص ) بيدرنگ غلامانش را آزاد کرد و اين اولين گام پيامبر در مبارزه با بردگی بود .

خانه خديجه بیش از پیش پناهگاه بينوايان و تهيد ستان شد  .

 

 

اصفهان از نگاه من

 

 
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 5:11  توسط :مهدی خواجه - علی خواجه |